-
مناسبتها، وقایع و اعمال ماه محرم -
مناسبتها، وقایع و اعمال ماه صفر -
مناسبتها، وقایع و اعمال ماه ربیع الأول -
مناسبتها، وقایع و اعمال ماه ربیع الثانی -
مناسبتها، وقایع و اعمال ماه جمادی الأول -
مناسبتها، وقایع و اعمال ماه جمادی الثانی -
مناسبتها، وقایع و اعمال ماه رجب
-
سایت قرآنی تنـــــزیل -
سایت مقام معظم رهبری -
سایت آیت الله مکارم شیرازی -
سایت آیت الله نوری همدانی -
سایت آیت الله فاضل لنکرانی -
سایت آیت الله سیستانی
مدح و مناجات با امام زین العابدین علیه السلام
امروز اگر بی سر و سامـان تو هستیم فـردا به جزا دست به دامان تو هستیم در طالـع بـرگـشتـه اگر هیـچ نـداریـم خوش بخت از اینیم که از آنِ تو هستیم مانند کویری که ترک خورده و خشک است ما مـنـتـظـر بـارش بـاران تو هـستـیم هنگام دعا بارش باران که شروع شد خندان شده بودیم که گـریان تو هستیم کافی ست فـقط گـوشۀ چـشمی بنـمایی بی چون و چرا در پی فرمان تو هستیم امـروز نـه؛ والله کـه از بــدو تــولّــد ما ریزه خـور سفـره احسان تو هستیم در مسلک ما رسم بر این است که گوییم یا حضرت سجاد ثـنـا خوان تو هستیم
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
مدح و شهادت حضرت علی علیه السلام
زندگی بی مهـر تـو معـنا ندارد یاعـلی بنـدگی بی حـبّ تو امـضا نـدارد یاعلی در نمازی که اذان آن تهی از نام توست غیر شیطان منزل و مأوی ندارد یاعلی بی تولای تو روزه زحمتی بی فایده است روزه بی تو باطل است، اما...ندارد یاعلی «لا یَزیدُ الظّالمین الا خَسارا» می شود خـتم قـرآنی که نـورت را ندارد یاعلی بی تو این قرآن به سرها نیست غیر از دردسر این عبادت توشه در عـقبا ندارد یاعـلی لـیـلـة الـقـدر بـدون درک قـدر فـاطـمـه در مـفـاتـیـح خــدا احـیـا نـدارد یـاعلـی محسنش را داده جان خویش راهم می دهد چیزی از این بیشتر زهرا ندارد یاعلی در چرا با زور وا شد، پهلوی زهرا شکست درب ایـن خانه مگـر لولا ندارد یاعـلی
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
مدح و مناجات با امام سجاد علیه السلام
غـم بـا ارادۀ تــو زمـیـنگـیـر میشـود قدت کـمان، ولـی نفست تـیـر میشود آیات صبـر بـر در دروازههــای شـام با خـون ساق پـای تـو تفـسیر میشود بشکن به پیش اهل ستم بغض خویش را وقتی شکست، بغض تو تکبیر میشود قـد تـو زیــر بـار فـراق پــدر خـمـیـد دردانـۀ سـه ساله چـرا پـیـر میشود؟ تنهـا نـه بـا خطابه که با غـیـرت شما آه سـه سـالـه تـیغـۀ شـمـشـیـر میشود خواندند خارجـی و نگفـتند وصف تو تفسیر قـدر و کوثر و تطهیـر میشود اطفال شـام، سیر ز ناناند و ای عجب طفل شما ز خـون جگـر سیر میشود خون دلی که کرب و بلا شد نصیب تو جـاری ز جـای حلقـۀ زنجـیر میشود گـر آسمـان نگـاه بـه زخـم تـنـت کـنـد بـر خاک، اوفتـاده؛ زمینگیر مـیشود میثم! ز اهل شام بپـرس این همه ستـم با آل فـاطمـه بـه چه تقصیر میشود؟
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
مدح و مناجات با امام سجاد علیه السلام
روزیکه بسته در غل و زنجیر می شدی زخمی ترین تراوش تقدیر می شدی هفت آسمان کنار تو در حال گریه بود وقتی درون خیمه زمین گیر می شدی مأمور صبر بودی و در ظهر کربلا انگار از وجود خودت سیر می شدی دشمن خیال کرد که تنها شدی ولی در چشم خیس قافله تکثیر می شدی حالا سـوار ناقـۀ عـریـان، قدم، قدم با هر نگاه سمت حرم پیر می شدی
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
مدح و مناجات با امام سجاد علیه السلام
از روزهـای قـافـله دلـگـیـر می شوی هر روز چند مرتبه تو پیر می شوی؟ در شام شُوم زخم زبان ها چه می كشی؟ كز روشنای عمر خودت سیر می شوی زخمیـست لحظه های تو مانند پیكرت از بس اسیر طعـنـۀ زنجـیـر می شوی آیـات صبح از لب قـرآن شنـیـدنـیست در كوچه های شام كه تكـفـیر می شوی خون جگر كه می خوری از دستِ درد و داغ بی تاب بغض های گـلوگیر می شوی بــا آه آهِ روضــۀ مــا ای امــام اشــك در هـر نگـاه آیـنـه تـكـثـیـر می شـوی خون گریه می شوی تو و تا آخرالزمان از چـشم ها همیشه سـرازیر می شوی
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
مدح و مناجات با حضرت زینب سلاماللهعلیها
تو نوری و خورشید هم خاکستر توست پرواز صد جبریل در بال و پر توست ایـن آیـه هـای مـریـمِ در حـالِ تـنـزیـل یا آبـشـار رشـتـه های مـعـجـر تـوست؟ تـا ردّ پـای سـجـده هـایـت را گــرفـتـم دیدم تو نـوری و خـدا در بـاور توست فـریـادهــای زخـمـی دیــروز گــودال امروز روی شـانـه های حنجـر توست می خـواسـتـی زیبا بـبـیـنـی کـربـلا را یعنی حسین بن علی هم بی سرِ توست با محمل عریان تو را سنـخـیّتی نیست تو زیـنـبـی، پـرده نشیـنی بهتـر توست مـردم نـمـی بـیـنـنـد حتی سـایه ات را هجده سر نیـزه نشین دور و بر توست مـجـمـوعـۀ دردی، گـلـسـتـانِ کـبـودی رنگین کمانی، مـدّعـایـم پیـکـر نوست فردا که پا در عـرصـۀ محـشر گذاری مـعـلوم می گردد قیامت محشر توست
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
مدح و مناجات با سیدالشهدا علیه السلام
آفــرینش ز ازل ســر به گـریـبـان تو بود چرخ گردون، چو یکی گوی به دامان تو بود خــاک پــای تو گِــلِ آدم و حــوّا گــردیـد خضر از خــانه به دوشان بیـابـان تو بود رفـت فــرزنــد فــدای تو کنـد، ابــراهیــم نوح را در دل دریا، غــم طـوفان تو بود موسی آن دم که عصا بر دل دریا می زد یکی از سـوخـتـگـان لب عـطشان تو بود عیسی آن لحظه که بر اوج سما کرد عروج نگهش سوی زمین، بر تن عـریان تو بود چشم یعقوب که بر یوسف خود می افـتاد یــاد داغ پـسـر و دیــدۀ گــریــان تـو بـود عضو عضو بدنت را چو نـبی می بوسید نگهش یکـسره بر زخــم فــراوان تـو بود تن پاک تو به گودال و سرت بر سرِ نی یاد آن شب، که دو جا فـاطمه مهمان تو بود نه فقـط غــربت تــو بــود شب یــازدهــم صبح هم صحنه ای از شام غریبان تو بود بعد از آنی که پـیـمـبـر دو لبـت را بوسید چوب، عـاشق پی بوسیدن دنــدان تو بود تا شبـسـتـان ابــد یــار و نگهـدارش بـاش میثم از صبح ازل، دست به دامان تو بود
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
مدح و مناجات با سیدالشهدا علیه السلام
داغت اگــر نبود دو عــالــم نداشـتـیم چیــزى نداشتیم اگر این غــم نداشتیم امشب براى مــادرمان هم دعــا كنیم بى شیر او دو چـشمۀ زمـزم نداشتیم امسال هم لباس عزا را گرفت و گفت ما دلخوشى به غیــر محــرم نـداشتیم هركس كه گریه كرد مسیحاى عشق شد عیسى نفس به روضه تان كم نداشتیم ما را بگو كدام شب از گریه جان دهیم ما غیر اشك خویش كه مرهم نداشتیم ما را صدا زدند كه اینجا به سر زنیم زهــرا نبود حــلــقــۀ مــاتــم نداشتـیم
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
مدح و مناجات با سیدالشهدا علیه السلام
ای به گـنـجـیـنـۀ ِخلـقت دُر نایاب حسین رحمت واسـعـۀ حق تویی اربـاب حسین کشتی نوح هم از مرحمتت یـافت نجـات تویی امیــد رهــاییم ز گــرداب، حـسیـن نــرود نقش تو از لــوح وجــودم هـرگـز روز اول شده عکست به دلم قاب حسین هرگز از ظلمت دنیا به دلم نیست هراس تا تویی بر ســر من تـابش مهتاب حسین خواهری خیره به صحرا به زیر لب میگفت: لب خشک و عطش و خستگی و آب، حسین
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
مدح و مناجات با سیدالشهدا علیه السلام
روز ازل که روضۀ تان را خــدا نوشت اول به جای کـعـبـۀ خود، کـربلا نـوشت چندین هزارسال خودش روضه خواند و بعد نام پـیـمـبـران اولـوالـعــزم را نـوشت... گــریه کن حسین... عــزادار کــربـلا... دیگــر ملک نگـفت ز انسان چرا نوشت چون قـیـمـتـی برای شـمـا در زمین نبود خود را برای خون شما خـون بها نوشت گــرچه بــرای اهــل گنــاه و عــذاب هـا روز قـیـامت از غـضب و از بلا نوشت میخواست رحمتش به همه جلوه گر شود بـاب الحـسـیــن بر در جنّت جــدا نوشت وقتی به عصر روز دهم می رسد لهـوف از عمق فاجعه چه بگویم چه ها نوشت... بالا گـرفت روضه و خـطـش شکسته شد اعضای جسم تان، همه را جـابجا نوشت وقتی که می رسیــد کسی سمت قـتـلـگـاه تن را جــدا نوشت وَ سر را جــدا نوشت حـالا که دشمنت شده خیـره به دست تان خاتــم نمانده بود، ز خــاتم چــرا نوشت؟
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
مدح و مناجات با سیدالشهدا علیه السلام
هر کسی قطره بُوَد ذکـر تو دریــاش کند هر که سرمست تو شد مهر تو شیداش کند گر گدایی کند عالم ز همین خانه بس است هــر گــدا را کــرم دست تو آقــاش کـنــد هــر مریضی به شـفـاخــانـۀ تو روی آرد یـک نـگــاه تو طـبـیـبـانـه مــداواش کـنـد چه نیازی است که عیسی به زمین برگردد مرده را ذکــر ابـاالفـضل تو احیــاش کـند روز محـشـر به خــداوند قـسـم مــادر تو در پی گــریـه کن توست که پـیـداش کـند هر کسی گـریه کند بهر غـمت روز جــزا برکت اشــک تو هـمـسـایۀ زهــراش کند باز هنگــام محــرم شده ای شـاه غــریب پرچم ت را بــده جبــریل که برپــاش کند جنت حضرت حق خود به خودش زیبا نیست روضه های تو قرار است که زیباش کند
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
مدح و مناجات با سیدالشهدا علیه السلام
ما بعد از آنکه بر غــم تو مبـتـلا شدیم بــا راه بــنــده گـی خـدا آشــنا شــدیــم هر کس وسیــلـه داشت برای هــدایتش ما با نســیــم روضـۀ تو با خــدا شـدیم وقتی که جاه ومال وهوس را همان گرفت با رمــز یا حسین ز شیطان جــدا شدیم ذکــر حسین اشــرف اذکــار عالم است گـفـتـیــم و همـدم هـمــۀ انـبــیــا شــدیم مسکین و مستکین و فقـیـر آمدیم و بعد با کـیـمـیـای مهــر شمــا پُـر بهــا شدیم اشکی چکید و آتش دوزخ فـرو نشست تأثــیـر گـریـه است اگـر بـا حیــا شدیم ما را خــدا برای غمت برگــزیده است با دست مــادرت ز بـقـیّـه ســوا شــدیم شبهای جمعه مادرتان روضه خوان ماست با نــاله های دل شکـنـش هم نــوا شدیم شبهای جمعه هیئت ما مثل کــربلاست با یک سلام، راهی کــرب و بلا شدیم
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
مدح و مناجات با سیدالشهدا علیه السلام
قبله تا طاق دو ابــروى تو را کم دارد چون نمازیست که انگـار خدا کم دارد همه خـلق ســر سفــرۀ تو مـهـمـانـنـد کــرم ســفــرۀ تـو بــاز گــدا کــم دارد دل ما با دو؛ سه تا کیسۀ زر خوش نشود ســائل خــانه ات ایـنـبـار دعا کم دارد گـریه کن هاى تو را قـلـب مصفا دادند هرکجـا گریه تو نیست صفــا کم دارد من پى تــربت بین الحــرمینم؛ بفرست چون مریضى که مریض است و دوا کم دارد تا رسیــدن به کمــالات بــلا بــاید دیـد هرکسى که نــرسیـده ست بلا کم دارد بین حــج کرببلا رفتى و یعنى حج هم نیست مـقـبــول اگــر کــرببلا کم دارد خانه ما دو سه ماه است حـسـینیه شده این وسط عکس تورا خانه ما کم دارد عاقل آن است که مسکین اباعبدالله ست هرکسى نیست در این خانه گدا کم دارد گریه کم دارم و فریاد زدن پس اى داد مانده حــالا جگــرم بین دوتا "کم دارد
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
مدح و مناجات با سیدالشهدا علیه السلام
ما را نـسـیــم پــرچــم تو زنده می کند زخمی است دل که مرهم تو زنده می کند خشکیده بود چند صبـاحی قنات اشک این چشمه را ولی غـم تو زنده می کند آه ای قتـیل اشک، نفس های مــرده را شور تو، روضه و دم تو زنده می کند ای خونبهای عشق، چه خوش گفت پیر ما: اســلام را مـحــرم تو زنــده می کــنـد ما با غــذای نــذریتــان رشـد کرده ایم جـان را عطای حاتــم تو زنده می کند آقا جســارت است، ولی داغ شیـعه را انگـشـتر تو، خــاتــم تو زنــده می کند بالای تــل هم آتش این قــوم خـفـته را آن خــواهــر مُکــرّم تو زنــده می کند این کشته فتاده به هامون حسین اوست خود را به اسم اعـظـم تو زنده می کند فردای محشر و غم و طوفان وتشنگی مــا را امیــد زمــزم تو زنــده می کند
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
مدح و شهادت امام حسین علیه السلام
عــاشـق درد همــان درد بود درمــانش زخــم گــردد پر پــرواز هُـمـای جـانش نازم آن خانه به دوشی که پس از طیّ طریق تیغ عشق تو کند در یَـم خـون، مهمانش روح عاشق که عروجش گذرد از ملکوت مرغ عشق است و بود لانۀ تن زندانش این حسین است، حسین است، حسین است، حسین که به تــوحیــد دهد روح، تن عـریـانش سینۀ بحــر کشد شعـلـه به یــاد عطشش بــر دل آب بُــود، داغِ لـبِ عـطـشـانـش اوست آن قاری قرآن که پس از بوسۀ وحی بوسۀ چــوب بُود، اجــر لب و دنــدانش روز محشر که غضب از همه سو موج زند رحمت واسعــه، جـاری بُود از دامانش پای میــزان چو کمــر بهر شفاعت بندد نبــرد قاتــل او هـم طمــع از احســانش رحمت و عفو دو قطره بُود از خون گلو وسعت حشر بُود، گـوشه ای از میدانش آن چنان سینه سپـر کرد و مقــاوم استاد که به هم خورد گره، زخم تن از پیکانش گشت قربانی و هفـتاد و دو قــربانی داد جان ما، جان همه خلق جهان، قربانش! پر ز آیات شد آن مصحف زهرا "میثم"! بس که با تیــر نوشـتـنـد به تن، قــرآنش
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
مدح و مناجات با سیدالشهدا علیه السلام
ﮐﻌﺒﻪ ﯾﮏ ﺯﻣﺰﻡ ﺍﮔﺮ ﺩﺭ ﻫﻤﻪ ﻋـﺎﻟﻢ ﺩﺍﺭﺩ ﭼﺸﻢ ﻋﺸّﺎﻕ ﺗﻮ ﻧﺎﺯﻡ ﮐﻪ ﺩﻭ ﺯﻣــﺰﻡ ﺩﺍﺭﺩ ﻫﺮﮐﺠﺎ ﻣﻠﮏ ﺧﺪﺍ ﻫﺴﺖ ﺣﺴﯿّﻨﯿﻪ ﺗﻮ ﺍﺳﺖ ﻫﺮ ﮐﻪ ﺭﺍ ﻣﯽ ﻧﮕﺮﻡ ﺷــﻮﺭ ﻣﺤــﺮّﻡ ﺩﺍﺭﺩ ﻧﻪ ﻣﺤـﺮّﻡ ﻧﻪ ﺻﻔﺮ ﺑﻠﮑـﻪ ﻫﻤﻪ ﺩﻭﺭﮤ ﺳﺎﻝ ﮐﻌﺒــﻪ ﺑﺎ ﯾﺎﺩ ﻏـﻤـﺖ ﺟــﺎﻣــﮥ ﻣـﺎﺗــﻢ ﺩﺍﺭﺩ ﺭﻭﺿﻪ ﺧﻮﺍﻥ ﺗﻮ ﺧـﺪﺍ، ﮔــﺮﯾﻪ ﮐﻦ ﺗﻮ ﺁﺩﻡ ﺍﺷــﮏ، ﺍﺭﺛــﯽ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﺫﺭّﯾــﮥ ﺁﺩﻡ ﺩﺍﺭﺩ ﻧﺎﺯﻡ ﺁﻥ ﮐﺸﺘﻪ ﮐﻪ ﺗﺎ ﺻﺒﺢ ﻗﯿﺎﻣﺖ ﺯﻧﺪﻩ ﺍﺳﺖ ﺳﻠﻄﻨﺖ ﻫﻤﭽﻮ ﺧــﺪﺍ ﺩﺭ ﺩﻝ ﻋـﺎﻟــﻢ ﺩﺍﺭﺩ ﺍﺷﮏ ﺩﺭ ﻣﺎﺗﻢ ﺗﻮ ﺑﺴﮑﻪ ﻋﺰﯾﺰ ﺍﺳﺖ ﺣﺴﯿﻦ ﺟــﺎﯼ ﺩﺭ ﭼﺸــﻢ ﺭﺳــﻮﻻﻥ ﻣﮑــﺮّﻡ ﺩﺍﺭﺩ ﺟﮕـﺮﻡ ﺯﺧﻤﯽ ﺁﻥ ﮐﺸﺘﻪ ﮐﻪ ﺯﺧــﻢ ﺑﺪﻧﺶ ﻫﺮ ﺩﻡ ﺍﺯ ﺯﺧﻢ ﺩﮔﺮ ﺩﺍﺭﻭ ﻭ ﻣﺮﺣـﻢ ﺩﺍﺭﺩ ﻣﯽ ﮐﻨﺪ ﺁﺗﺶ ﺩﺭﯾﺎﯼ ﻏﻀﺐ ﺭﺍ ﺧﺎﻣـﻮﺵ ﻫﺮﮐﻪ ﺩﺭ ﺩﯾﺪﮤ ﺧﻮﺩ ﯾﮏ ﻧﻢ ﺍﺯ ﺍﯾﻦ ﯾﻢ ﺩﺍﺭﺩ ﺭﻭﺯ ﻣﺤﺸﺮ ﻧﻔﺮﻭﺷﺪ ﺑﻪ ﺩﻭ ﺻﺪ ﺑﺎﻍ ﺑﻬﺸﺖ ﻫﺮ ﮐﻪ ﯾﮏ ﻣﯿﻮﻩ ﺯ ﻧﺨﻞ ﺗﺮ «ﻣﯿﺜﻢ» ﺩﺍﺭﺩ
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
توسل به سیدالشهدا علیه السلام
باده های ناب معمولا به ســاغــر نیـستند چون که با هر ساغری شاناً برابر نیستند بوی جنّت میدهد هرکس به روضه میرود واقعا بیچــاره آنانکــه مـعـطــر نیـسـتـند روز محشر سخت گـریانند در پیش خدا چشمهایی که میـان روضه ها تر نیستند ارزش این گریه ها محشر مشخص میشود اهل روضه روز محشر کور یا کر نیستند گریه کن های تو اصحاب امــام صادقـند با حساب این روایت کم ز قـنـبـر نیستند من به هرجایی رسیدم از حسینی بودن است بی تــوســل مشکــلات ما میــسّر نیستند هفت شهر عشق را با نوکـری گشتیم ما در خم یک کوچه اند آنانکه نوکر نیستند منکران! گر دلبر ما قبله حاجـات نیست پس چرا مردم دخیل باب دیگـر نیستند؟ داغ تو نگذاشت فکر غصه های خود کنم نوکــرانت تا تو را دارند مضطر نیستند منبر از ارکان اصلی تمام روضه هاست بـاختند آنانکه خیــلی اهل منـبـر نـیـستند
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
مدح و مناجات با امام هادی علیهالسلام
شـروع عـشق به نـام خـدا به نـام شـمـا من آفــریــده شــدم تا شــوم غــلام شـمـا هـزار شکـر نبـوده هــنـوز روی سـرم به غـیـر سـایـۀ لـطف عــلی الـدوام شـما کـبـوتـر دل من که نـمـی پـرد هـمـه جـا از آن زمـان که گـرفـتار شد به دام شـما بـرای آنکـه جـنـان را فـقـط نـگــاه کـند نشـسته است شب و روز روی بـام شما خوشا به حال کسی که شده در این دنیا مسیر زنــدگی اش روشن از کــلام شما شـمـا تـمـامی دار و نــدار من هـسـتـیـد تـمـام عـمـر همه اعـتـبـار من هـسـتـیـد جهـان به زیـر قـدوم تو خـار می گـردد نفـس زنـی هـمه عـالـم بـهــار می گـردد برای عرض ارادت به محضرت،خورشید به سـمـت گــنـبـد تو رهـسپـار می گـردد یکی دو شب که نه،هرشب به سامرا،مهتاب مـیـان صحـن تو مـثـل غــبـار می گـردد اگــر که تیــغ دو ابروت می کشد، جانم هــزار بــار به پــایت نــثــار مـی گــردد اگر به عشق تو مُـردم شما نخـورغصه یک عاشقت کم از این صد هزار می گردد همیشه زنده بُود هـر کسی فـدای تو شد و خوش به حالش اگر خاك سامرای تو شد دلـم بـهـانـه گـرفـتـه، بـهــانـه ات هــادی نـشـسـته ام چو گـدا پـشت خـانه ات هادی نگـاه کن به خدا آب و نـان نـمی خـواهم تــمــام حــاجـت من آستــانــه ات هــادی بخوان تو جامعه را تنگ شد دلم امشب بــرای زمــزمــۀ عـاشــقــانه ات هــادی به عرش نقل محافل بیان مـدح شماست و جـبـرئیــل بخــوانـد تــرانـه ات هــادی تو آمـدی که شـوی مـلـجـا دل مـضطر شـوم اسـیـر تو و آب و دانــه ات هــادی تو آمــدی که بــدانــم جــلال یعـنی چه! تو آمـدی که بـبـیـنــم جـمـال یعـنی چه ! بگـیـر دسـت مـرا تا به سـامــرا بـبـری بگـیر دست مـرا عــرش کـبـریا بـبـری ببین که دور و بر من غریبه بسیار است بگـیـر دسـت مــرا، یــار آشـنـا، بـبــری تو رهـنـمـای مـنـی، تا نیـامـده شـیـطان بگـیـر دسـت مـرا تا سـوی خــدا بـبـری همه یقین من این است راه حق آنجاست به هر کجا که دلت خواست تا مرا ببری به آن ضریـح تو سوگند می دهــم مـولا مرا تو یک شب جـمعه به کـربلا ببـری که روضه خوان بشوم در حریم خون خدا "میان آن همه لشكر، حسین... وا...تنها
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
مدح و شهادت امام رضا علیهالسلام
خورشيد سر زد از سحرت أيها الغريب از سمـت چـشـم های تـرت أيها الغريب تو ابر رحمتی که به هرگوشه سر زدی بـاران گـرفت دور و برت أيها الغريب جاری ست چشمه چشمه قدمگاه توهنوز جنّـت شـده ست رهگـذرت أيها الغريب تو آفـتـاب رأفـتی و کـوچه کـوچه شهر در سـايه سـار بـال و پـرت أيها الغريب با ايـن همـه، غـريـبِ غـريبـان عالـمی داغـی نشـسته بـر جگـرت أيها الغريب از کـوچه هـای غـربت شهـر آمدی ولی داری عـبا به روی سرت أيها الـغريب آقای من! نگـو که تـو هـم رفـتنی شدی زود است حرف از سفرت أيها الغريب شکـر خـدا جـواد تـو آمــد ولـی هـنـوز بـارانی اسـت چـشـم تـرت أيها الغريب يک عمر خواندی از غم آقای تشنه لب با اشـک های شـعـلـه ورت أيها الغـريب هر گوشهای ز حجره که رومی کنی دگر کرب و بلاست در نظرت أيها الغريب در قـتـلگـاه، لـحـظـۀ آخـر چه می کـشيد جــدِّ ز تـو غـريـبتـرت أيـهـا الـغـريب چشمان اهل خيمه دگر سوی نيزه هاست ظهرقيامت است وسری روی نيزه هاست
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
مدح و مناجات با امام رضا علیهالسلام
بی تو نفس به سینۀ ما جــان نمی شود بی توبهشت روضۀ رضوان نمی شود اصــلا تــمام وسـعت این گـنـبـد کـبود گــنـبـد طـلای شاه خــراسان نمی شود ناکام آن دلی است که درطول عمرخود یکـبار در حــریم تو مهمــان نمی شود ایـام عمر ما ز تــو برکت گرفته است کمهای ما کـه بی تو فـراوان نمی شود تو دست من بگــیر و بـده روزی مـرا گــندم بـدون لطف شـما نـان نمی شود گشتــم میان این همه اذکــار غرق نور ذکری به دلبــری رضا جان نمی شود
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
مدح امام رضا علیهالسلام
آن حریمی که در آن دلها کبوتر می شود پر زدن تا محضر زهرا میسر می شود عشوۀ معشوق و ابــراز نیــاز عـاشقـان به وصال عاشق و معشوق منجر می شود این نسیم عفو از آب و هوای گنبد است هر سحر کل حرم از آن معطر می شود در کنار دست صاحبخانه منزل می کند زائری که وارد صحـن مطهــر می شود آب سقـاخانه اینجا طعم کــوثــر می دهد عطر و طعمش موجب ایمان کافر می شود هر دلی اینجا توسل کرد عرشی می شود هر سری اینجا به خاک افتد سرور می شود با تمام غصه ها هر طــور می شد آمدم گفتم از مشهد به بعد اوضاع بهتر می شود من هو یعطی الکثیر بالقلیل آقای ماست پاسخ یک خواهش اینجا صد برابر می شود خوش به حال زائری که بعد مشهد آمدن دل پسند زاده موسی بن جعفــر می شود عطر و بوی کربلا دارد حریمت،این گدا کی دوباره زائـر ارباب بی سر می شود از حرم تا قـتـلـگـه،از قتلگه تا به حــرم این مسیر از اشکهای فاطمه تر می شود
: امتیاز
|
























